شيخ محمد امامى خونسارى
72
فلسفه و اسرار حج (فارسى)
قلبش مايل به شنيدن دعوت خداوند مىگردد . چه ، همانا مقصود از تلبيه اعلام حضور است بر وجه خدمتگزارى حضرت پروردگار جل شأنه . آرى همانا تلبيه كلمهاى است بسيار بلند كه حجكننده آن را تكرار مىكند تا مقامى را كه جز اندكى از مردم به آن نمىرسند به دست آورد ، و آن پيروزى با ارزش و بهرهء گرانبهايى است كه جز كسانى كه سزاوار آن هستند كس ديگر به آن دست نمىيابد ، و آن حقيقت فرمانبردارى از خداوند متعال و جوهر بندگى در درگاه اوست و همانا از مهمترين امور و گرانبهاترين آنها ايجاد روحيهاى است قوى و بلند مرتبه و پاكيزه در باطن شخص كه آراسته به آن گوهر و حقيقت باشد . در پيدايش آن چارهاى جز اصرار محرم براين تلبيه به تمرين و تكرار و تاييد آن با بلندكردن و آشكار نمودن صدا نيست ، چه همانا سبب ارتعاشاتى كه در هوا در پى صدا توليد مىشود و داخل در مجراى گوش شده و پرده صماخ را مرتعش و لرزان مىنمايد ، بسا كه وجود لفظى آن در قواى خياليه منعكس گشته و به واسطهء آن قلب نيرومند مىگردد ، و خواهان انديشهاى مىشود كه قوهء عاقله و فرماندهء قلب را متأثر مىكند ، و روحيهء تازهاى براى فرمانبردارى و بندگى حاصل خواهد گشت . از ازدى منقول است كه درحديثى گفته : با او « يعنى با امام صادق عليه السلام » سالى حج بجا آوردم ، پس چون مركب سوارى آن